یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ماهی تابه می کوبه تو سرش !!!

مرده میگه: برای چی این کارو کردی؟

زنش جواب میده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه کاغذ پیدا
کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود …

مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش سامانتا بود.

زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه .

نتیجه اخلاقی: خانمها همیشه زود قضاوت میکنند !

سه روز بعدش مرده داشته بازم روزنامه میخونده که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگ دوباره می کوبه تو سرش !

بیچاره مرده وقتی به خودش میاد می پرسه: چرا منو زدی؟
زنش جواب میده: آخه اسبت زنگ زده بود!

نتیجه اخلاقی ۲: متاسفانه خانمها همیشه درست حس میکنند !!!

;-)

هفته ای پر از سلامتی و نشاط پیش رو داشته باشید !
ان شاءالله !
دیدگاه ها (۲۰)

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده ...

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری...

در یک شب بارانی باد به شدت می وزید.ابرها به خروش آمده و بر ا...

یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافت طولانی هوایی در کنار ی...

📸 معجزه مقاومت و اقتدار! ⭕️ سیاوش اردلان گزارشگر بی‌بی‌سی؛هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط