پارت

پارت ۲۲

ددی_شوگره_اجباری من


یکی از بادیگاردا رفت دنبال عاجوما...

یکی دیگشم داشت زخم سانامیو میبشت
سانامی:: ه..همتون کثافییین
& نبندیش تا بری بالا دار
سانامی:: گمشو بابا
&آیییششش عفونت کرده،وایسا برم زدعفونی بیارم

چند مین بعد برگشت...
سانامی::عاایییی میسوزههههه...عااااااخخخخخخخخخخ
& خفه شو ارباب سرش درد داره
سانامی:: ب درررککککککک درد دارهههههههه میسوزهههه خدا لعنتتون کنههههه

جیمین:: چخبره باز چه مرگتونه؟؟!!
& دختره هرزه همش جیغ میزنه
سانامی:: هرزه خودتیو دارو دستت درد دارهههه

جیمین اومد پیش سانامی و نگاش کرد...
جیمین:: زبون درآوردی ... تا قبل اینکه بیای اینجا جرعت نداشتی بگی گرسنمه...
سانامی:: دیگه نمیخوام صگه ترسوی بقیه باشم
جیمین:: اوکی...ببینم تا کی دووم میاری
سانامی:: ازت متنفرمممممم

جیمین محل نداد و رفت...

@ عاقااا
جیمین:: خفه شو الدنگ
@ ببخشید...عاجوما خونشه نمیاد
جیمین::چی؟!
@ هرکاری کردم نیومد

جیمین:: آیییششش همش بخاطر اون دختره هرزس،خودم میرم دنبالش

سانامی:: برش گردون فقط اونه ک دوسم داره و باهام خوبه
جیمین:: ببند اون دهنتو تا نبستمش

جیمین پالتوشو انداخت رو شونه هاشو با بادیگارداش رفت سمت خونه عاجوما...

& خب پاشو بستمش
سانامی:: چ پرو چطوری پاشم؟!
& اااییششش چندشم میشه دستم بخوره بهت

مرده بزور سانامیو بلند کرد و بردش گذاشتش رو تختش‌...
& استراحت کن
سانامی:: ممنون
& خ..خاهش😐😒
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۳ددی_شوگره_اجباری منجیمین تو راه داشت میرفت خونه عاجوم...

پارت ۲۴ددی_شوگره_اجباری منعاجوما از حموم دراومد دید جیمین چا...

پارت ۲۱ددی_شوگره_اجباریه منسانامی به اطراف نگاه کرد و چنتا ن...

پارت ۲۰ددی_شوگره_اجباری منساعت ۴ بعد ظهر بود...چند ساعتی سان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط