ابروکمان اگر بزند تیر تازه را

ابروکمان اگر بزند تیر تازه را

با چشم خود رقم زده تقدیر تازه را

صبح است ساقیا! رمه ها صف کشیده اند
در جام ها بریز کمی شیر تازه را

انجیر نوبرانه ی سرخی است بر لبت
از من مگیر لذت انجیر تازه را

هر بوسه آیه ای است که نازل نموده ای
بفرست بی مقدمه تفسیر تازه را

گاهی به چشم می زنی و گاه با زبان

آماده ام،نشان بده شمشیر تازه را

صبح بهار و نم نم باران و روی تو

چشمی ندیده این همه تصویر تازه را....
دیدگاه ها (۱)

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

ای حامی هر تنها خدا.

معین در آخرین کنسرت خود نه تنها اجازه ورود پرچم شیر و خورشید...

من از عشق بارون به دریا زدم🥺به بارونو به آسمون دعوتیم🫠چه مهو...

𝑩𝒊𝒓 𝒈ü𝒏 𝒉𝒆𝒓 ş𝒆𝒚 ç𝒐𝒌 𝒈ü𝒛𝒆𝒍 𝑶𝒍𝒖𝒄𝒂𝒌..

🙃❤... بعضی‌حرف‌هابه‌جای‌گفته‌شدن نوشته‌می‌شوند،بعضی‌حرف‌هابه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط