من عاقبت از اینجا خواهم رفت

من عاقبت از اینجا خواهم رفت

پروانه ای که با شب می رفت

این فال را برای دلم دید

دیری است

مثل ستاره ها چمدانم را

از شوق ماهیان و تنهایی خودم

پر کرده ام ولی

مهلت نمی دهند که مثل کبوتری

در شرم صبح پر بگشایم

با یک سبد ترانه و لبخند

خود را به کاروان برسانم

اما ...

من عاقبت از اینجا خواهم رفت

پروانه ای که باشب می رفت

این فال را برای دلم دید.
دیدگاه ها (۱)

می خواهی جوری نگاهت کنمکه بیفتی به دامنم؟یا جوری نگاهت کنمکه...

با ثانیه ها نفس میکشمو با دقایق به غروب زندگی مینگرمبا ساعات...

حـرف هایی هـست بـدجور دل می شـکنند..بـدجور دل می سـوزانند..ب...

همیشه شکرگذارخدای بی همتا باشیم

نمی توانم این آشنایی را فراموش کنم.چرا زندگی انقدرباید سخت ب...

پارت چهاردهم-آتاناسیا د آلفیادو-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط