در من

در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از دوست داشتنت بر نمی‌دارد
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند
در آغوش بگیردت
به گمانم
همین بی آغوشی
او را خواهد کشت
#زیبا #پست_جدید #خاص #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

شرمنده که "بد موقع "دوستت دارم!من هیچ وقت آدم "به موقعی" نبو...

🌸الهی در این شب💫عیـد مبعث🌸هرچی خوبیه وخوشبختیه💫خدای مهربون🌸ب...

#آیه های.........هیچ کتابے #دلم را نلرزاند............جز یک ...

تـو دلیـلی شُـدیواسـہ منظـم تیپیـدنِ قلبـم ...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

لطفا به بندِ اولِ سبابه ات بگو کمی حوصله اش بیشتر شود تا حضو...

مردی که تو را ندارد ، شب ها به آینه می گوید شب بخیر . آرام م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط