شاید دوباره روزی بهم برسیم

شاید دوباره روزی بهم برسیم
ولی زمانی که دیگر من اب روانی
نباشم و تو هم دیگر ابری برای باریدن
دلم هوایت را کرد
در هوای دلگیر دلم ..
هوای ابری دلم باریدن
گرفت وقتی دلتنگیش
را دید در درگیری هوای
دلگیر دلم بود که چترش
بازنشد برسرم،
بارید باران دلتنگیش

دلم تنگ بود تنگ وبیقرارتو
دیدگاه ها (۹)

دیگر توان نوشتن ندارممیخواهم قلم را کنار بگذارمعطری که برایم...

گوییَ از بَدوِ تولد در عذابم جمعه هادائما با چشمهای باز،خواب...

آنکه آمد... خسته آمد... خسته رفتدفتر دل را نخواند و بسته رفت...

باد خواهد برد عشقی را که من دارم به توبعد از این یک عمر بی م...

ادامه چپتر دومصدای ران از آن طرف آمد، اما آکاری فقط تکه‌هایی...

میبخشی پارت ۲

روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط