باید به دهان تو رجوع کرد،
باید به دهان تو رجوع کرد،
لبخندت را بوسید
پنجره ی روحت را
آنجا که خواب از سر خیالم پراند،
آنجا که بوسه غرق بود،
در ابدیت...!
بگو چندبار می توان عاشق یک لبخند شد؟
چندبار می توان غنچه ای را چید،
باز در حسرت چیدنش جان داد؟
لبخندت را می بوسم
آنجا که هنوز عشق اتفاق می افتد!
حالا آغشته ام کن به روحت
یا با من،دهانم را شریک شو...
لبخندت را بوسید
پنجره ی روحت را
آنجا که خواب از سر خیالم پراند،
آنجا که بوسه غرق بود،
در ابدیت...!
بگو چندبار می توان عاشق یک لبخند شد؟
چندبار می توان غنچه ای را چید،
باز در حسرت چیدنش جان داد؟
لبخندت را می بوسم
آنجا که هنوز عشق اتفاق می افتد!
حالا آغشته ام کن به روحت
یا با من،دهانم را شریک شو...
- ۶۳۹
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط