آنم منیست در من

آنم منیست در من
برآن من نشسته

بر مرکبم سوار و
کرسی ز من گرفته

من را زخود سروده
آن که مرا سرشته

گه گو مرا ربوده
خود را زمن نموده

یادم بخاطرآرد
آنرا که هست و بوده

تا بودم آن من بوده
هر آن من گزیده

درمانده من زخویشم
بیخود زخود رمیده

هم هست خویش هستم
هم وصل آن که بوده

هم من کنار خویشم
هم پیش من نشسته

من در تن آن اسیرم
در بند نابدیده

آن در من این امیرم
امان من بریده

در من همی نهفته
بیدار و من چه خفته

آن هر چه هست و بوده
در هست من چکیده

سر بسر آن رسیده
دم به دم آن دمیده

لب بلبم لبالب
در من چنان آکنده

پیغام دوست رسانده
در من چنین نشانده

در من همیست آنم
چون نور هر دو دیده

گم گشته گه ز خویشم
وانگه ز ره رسیده

گه سوی خود کشیده
گه بی نشان کشانده

سر تا بسر بامن
زین حال و در گذشته

کاین حال و سرگذشته
سردار سرنوشته
#خاص #جذاب
دیدگاه ها (۳)

غم نامه حضرت رقیه(س):کی نو غنچه ای از باغ زهرابجست از خواب ن...

تا #آبشار_زلف تو را شب نوشته‌اندما را #اسیر_خال_روی_لب نوشته...

تا آبشار زلف تو را شب نوشته اندما را اسیر خال روی لب نوشته ا...

پرتره مردی با گچ قرمز اثری از لئوناردو داوینچی

چه هنرمندی!

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

یادداشت ویدئو: 🎬 در این ویدیو، ما با استفاده از روش‌های سنتی...

کاور رژلب و عطر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط