بارها میوه ی ممنوعه تعارف شد و من

بارها میوه ی ممنوعه تعارف شد و من

یادِ چشمانِ تو وُ سیبِ لبت افتادم

مطمٸن باش تو "حوا"یی و من "آدم"ِ تو

"من از آن روز که در بند توام آزادم
دیدگاه ها (۹)

از تو فروردینی تَرهیچ کسی نیست !حتی بهار هم به خاطرِ توجوانه...

خدایــا❤ ️به حرمت این شبدوای درد همـهدردمندان باشپنهاه همه ب...

نپرســـــ در چه حالمـــــفـــــقط در آغـــــوشبڪش مرا.....

💞 آنقدردوستت دارم ⚡ ️حتی اگر بهم نرسیم…!!💞 حتی اگردرفردایت ج...

من از آن روز که در بند توأم آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

آدم ها را فقط یک بار از دست نمی دهی. با شنیدن ِ آهنگی که تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط