و

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﺩ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩ!!

ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻡ و ﺁﺧﺮ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ
ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﻣﺪﺍﺩ ﺳﻔﯿﺪ ﺗﻮ ﺟﻌﺒﻪ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ چی ﺑﻮﺩ؟

ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ!!
ﻣﺜﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﺩما..!!
ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ...
.........................
دیدگاه ها (۲)

یک روز به خودت می‌آیی که دیگر زمانی برای کارهایی که همیشه می...

آمـــدی قصه ببـافی کــه مـــــوجه بــــرویدر نزن رفته‌ام ازخ...

کودکی گرسنه و بیمارگوشه ی قهوه خانه ای می خفت ...رادیو روشن ...

آدما به ازای گذشت سالهای زندگیشون پیر نمیشناین از دست دادناس...

ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﻧﺞ ﺑﮑﺸﯽ ﺗﺎ اینکه ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐ...

داستانک🦋🐥ﯾﮏ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﻏﺬﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ،ﺷﻨﯿﺪﻡﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺑﺖﺳﻮﺧ...

تقدیم دلنوشته‌ای به برادر شهیدم محمود عزیزمشهید من برادرم .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط