رمان شماره ۷
رمان شماره ۷
لوید : بیدار شو آنیا دیر میرسی مدرسه ها
آنیا در حالت های آلود :باشه
نویسنده : آنیا آمد صبحانه خورد و رفت مدرسه
آنیا آمد در مدرسه و بکی آمد و آنیا را قبل کرد
استاد : خب بچه ها امروز یک دانش آموز جدید داریم
اسم من کوین کالفادور است (اسلاید دو سومی آن پسر مو زرد )
نویسنده آنیا و یکی از خواهر های خودش در یک کلاس هست آنیکا و آوا یک سال از آن ها بزرک تر است بچه ها اشتباه تایپ ای است دمتریوس ۱۹ سال سن دارد
استاد: آکوین برو پیش دامیان بشین خب کتاب ها روی میز بعد هم یک خبر هست زنگ تفریح روی تابلوی اعلانات نوشته شده است
(زنگ تفریح)
بچه ها به تابلوی اعلانات هجوم آوردن
خبر این بود که یا اردوی یک هفته بریم یک ویلا گروه بندی ها دونفره است
۳ سال آخر یعنی ۱۹ ساله ۱۸ ساله و ۱۷ ساله
گروه اول : بکی بلکبل و کوین کالفادور
گروه دوم :آنیا فرجر و دامیان دزموند
گروه سوم : آنیکا فرجر با دمیتریوس دزموند
گروه چهارم : آوا فرجر و دنیل دزموند
و گروه ها مشخص شد
زنگ آخر
خانه فرجر
آنیا :سلام آنیا آمد
لوید : سلام آنیا برو لباست رو عوض کن
یور : سلام عزیزم
آنیا لباسش رو عوض کرد و اومد ناهار خوردن و آنیا همه چی را برای لوید تعریف کرد و برگه رضایت نامه رو به لوید داد و گفت هم گروهی من دامیان. دزموند
آوا و آنیکا هم برگههای رضایت نامه را به لوید دادن و گفتن
آوا : من با دنیل دزموند هم گروهی هستم
آنیکا : من با دمتریوس دزموند افتادم
تا پارت بعد خدانگهدار
لوید : بیدار شو آنیا دیر میرسی مدرسه ها
آنیا در حالت های آلود :باشه
نویسنده : آنیا آمد صبحانه خورد و رفت مدرسه
آنیا آمد در مدرسه و بکی آمد و آنیا را قبل کرد
استاد : خب بچه ها امروز یک دانش آموز جدید داریم
اسم من کوین کالفادور است (اسلاید دو سومی آن پسر مو زرد )
نویسنده آنیا و یکی از خواهر های خودش در یک کلاس هست آنیکا و آوا یک سال از آن ها بزرک تر است بچه ها اشتباه تایپ ای است دمتریوس ۱۹ سال سن دارد
استاد: آکوین برو پیش دامیان بشین خب کتاب ها روی میز بعد هم یک خبر هست زنگ تفریح روی تابلوی اعلانات نوشته شده است
(زنگ تفریح)
بچه ها به تابلوی اعلانات هجوم آوردن
خبر این بود که یا اردوی یک هفته بریم یک ویلا گروه بندی ها دونفره است
۳ سال آخر یعنی ۱۹ ساله ۱۸ ساله و ۱۷ ساله
گروه اول : بکی بلکبل و کوین کالفادور
گروه دوم :آنیا فرجر و دامیان دزموند
گروه سوم : آنیکا فرجر با دمیتریوس دزموند
گروه چهارم : آوا فرجر و دنیل دزموند
و گروه ها مشخص شد
زنگ آخر
خانه فرجر
آنیا :سلام آنیا آمد
لوید : سلام آنیا برو لباست رو عوض کن
یور : سلام عزیزم
آنیا لباسش رو عوض کرد و اومد ناهار خوردن و آنیا همه چی را برای لوید تعریف کرد و برگه رضایت نامه رو به لوید داد و گفت هم گروهی من دامیان. دزموند
آوا و آنیکا هم برگههای رضایت نامه را به لوید دادن و گفتن
آوا : من با دنیل دزموند هم گروهی هستم
آنیکا : من با دمتریوس دزموند افتادم
تا پارت بعد خدانگهدار
- ۱۵۰
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط