وقتی دعوا گرفتین ولی...
وقتی دعوا گرفتین ولی...
درخواستی دوستم.
تلوزیون خاموش شد برگشتم .
کوک؟! جلو اومد و گفت
_ببخشید . من خیلی متاسفم
بلند شدم که دستشو دور کمرم حلقه کرد و بوسه ای به پیشونیش زد .
_ببخشید عزیزم . متاسفم .!
همچنان خیره نگاش میکردم که یهو سمتم اومد و بوممم .
آروم میبو.سید . با بهت به چشمای بستش خیره بودم . رو مبل انداختم و سرش و رو پام گذاشت و دستم و رو سرش گذاشت .
_نوازشم کن . دلم تنگ شده
دروغ چرا . خودمم دلم براش تنگ شده بود . (برا خودش) دستم و تو موهای خوش حالتش کشیدم .
_اوممم.
سرش و به پام مالوند . و لب زد
_عاشقتم .
اخمی کردم . نباید به این راحتی باهاش آشتی میکردم . چشماش باز شد
_ت تو چی؟!
_من چی؟!
من منی کرد
_تو دوسم نداری؟!
داشت خندم میگرفت.
لبم و محکم گاز گرفتم .
_نه!
بلند شد . دستشو تو موهاش کشید
_چرااا آخهه!
دست به سینه روم رو برگردوندم.
_نوچ!
سمتم اومد .
_میرااا
سرم و بیشتر کج کردم
_نوچچ!
حرصی جلو اومد و مچ پام و گرفت و پایین کشید رفتم زیرش .
نگاهش رو اجزای صورتم چرخید .
در آخر روی چشمام ثابت موند .
آروم روی پیشونیم و موهام و گردنم و بوسید .
_ببخشید .
با هر بوسه زمزمه میکرد. لعنتی
سرش بالا اومد دیگه نتونستم تحمل کنم
ل.بم رو روی ل.بش کوبوندم .
با اشتیاق همراهیم کرد .
دستم و سمت موهاش بردم.
با هر گازی که میگرفت موهاش رو میکشیدم . از هم جدا شدیم .
_عاشقتم .
_منم دردونه
و تاداااا
تموم شد
گیلیلیییی
درخواستی دوستم.
تلوزیون خاموش شد برگشتم .
کوک؟! جلو اومد و گفت
_ببخشید . من خیلی متاسفم
بلند شدم که دستشو دور کمرم حلقه کرد و بوسه ای به پیشونیش زد .
_ببخشید عزیزم . متاسفم .!
همچنان خیره نگاش میکردم که یهو سمتم اومد و بوممم .
آروم میبو.سید . با بهت به چشمای بستش خیره بودم . رو مبل انداختم و سرش و رو پام گذاشت و دستم و رو سرش گذاشت .
_نوازشم کن . دلم تنگ شده
دروغ چرا . خودمم دلم براش تنگ شده بود . (برا خودش) دستم و تو موهای خوش حالتش کشیدم .
_اوممم.
سرش و به پام مالوند . و لب زد
_عاشقتم .
اخمی کردم . نباید به این راحتی باهاش آشتی میکردم . چشماش باز شد
_ت تو چی؟!
_من چی؟!
من منی کرد
_تو دوسم نداری؟!
داشت خندم میگرفت.
لبم و محکم گاز گرفتم .
_نه!
بلند شد . دستشو تو موهاش کشید
_چرااا آخهه!
دست به سینه روم رو برگردوندم.
_نوچ!
سمتم اومد .
_میرااا
سرم و بیشتر کج کردم
_نوچچ!
حرصی جلو اومد و مچ پام و گرفت و پایین کشید رفتم زیرش .
نگاهش رو اجزای صورتم چرخید .
در آخر روی چشمام ثابت موند .
آروم روی پیشونیم و موهام و گردنم و بوسید .
_ببخشید .
با هر بوسه زمزمه میکرد. لعنتی
سرش بالا اومد دیگه نتونستم تحمل کنم
ل.بم رو روی ل.بش کوبوندم .
با اشتیاق همراهیم کرد .
دستم و سمت موهاش بردم.
با هر گازی که میگرفت موهاش رو میکشیدم . از هم جدا شدیم .
_عاشقتم .
_منم دردونه
و تاداااا
تموم شد
گیلیلیییی
- ۱.۹k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط