رمان بدون من
رمان بدون من
پارت ۲
رزی رمز گوشیه دوست پسرش و چند روز بود که فهمیده بود و تا گوشیشو باز کرد و رفت توی تلگرام چت دوست پسرش و با یه دختر دیگه دید و خیلی عصبانی شد
ولی تصمیم گرفت به جای دعوا به بلای بد تر سر اون مرتیکه بیاره
همینجوری که داشت فکر میکرد میخواد با اون چیکار کنه و گوشی رو تو دستش می فشرد
دوست پسرش ازش حوله خواست.
-حولمو میاری چهیونگ؟
+باشه عزیزم(یه لبخند فیک)
بعد از اینکه رزی ماجرا رو فهمید به روتین زندگیش با اون خیانتکار ادامه داد تا یه روز رندوم...
ادامه پارت بعددد😝💋
#mahoor
پارت ۲
رزی رمز گوشیه دوست پسرش و چند روز بود که فهمیده بود و تا گوشیشو باز کرد و رفت توی تلگرام چت دوست پسرش و با یه دختر دیگه دید و خیلی عصبانی شد
ولی تصمیم گرفت به جای دعوا به بلای بد تر سر اون مرتیکه بیاره
همینجوری که داشت فکر میکرد میخواد با اون چیکار کنه و گوشی رو تو دستش می فشرد
دوست پسرش ازش حوله خواست.
-حولمو میاری چهیونگ؟
+باشه عزیزم(یه لبخند فیک)
بعد از اینکه رزی ماجرا رو فهمید به روتین زندگیش با اون خیانتکار ادامه داد تا یه روز رندوم...
ادامه پارت بعددد😝💋
#mahoor
- ۲۶۵
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط