به-قدمت-عشق-سوگند...

به-قدمت-عشق-سوگند...

در گلوگاهِ من 
درخت سیبی هست
که از آن
مردی را
بر دار کرده‌اند .

اگر دهان می‌گشایم و روی می‌گردانی
بگردان
اما به قِدمَتِ عشق سوگند
که تباهیِ من از مِی و افیون نیست .

اوست که در گلوگاهم آویخته است و
می‌پوسد
آرام آرام ...
دیدگاه ها (۲)

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیفزاید...

نگارگری شهری بخش اول

‏✅ از جنایات کودتای ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ ملک‌شهر اصفهان چه می‌دانی...

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط