صدقه

صدقه

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد . دست برد و از جیب کوچک جلیقه اش سکه ای بیرون آورد . در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد " صدقه عمر را زیاد می کند" منصرف شد.
دیدگاه ها (۱)

Part:1🥀با افتادن هر کارت بر روی میز جان،خانواده،اموال،آن فر...

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

بالهای سرخ پارت ۴

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

پارت سه

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

🖤 پارت ۳۷ | «اتاق ۱۳»راهروی ساختمان تاریک بود.صدای قدم‌های ل...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس حرکت نکرد.دو جنا روبه‌روی هم ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط