پارت ۱ ...

پارت ۱ ...
با اینکه حالم خوب نبود بخاطر یه لیدی جذاب براتون گذاشتم ....
نکته : ماوکا همون اته ولی من ات رو میزارم پس بدونین ماوکاعه و اینکه ماوکا بشدت دختر حوشگلیه ...
ماوکا ....:
ویو ات : امروز از خواب بیدار شدم ...
بالاخره فصل بهار رسید .. فصلی که خب بیشتر مردم دوستش دارن
ات : اههه سلاممم زندگی .. الان وقتشه اب شدن برفا رو ببینیم ... اخجوننن چقدر منتظر این فصل بودم ....
که یهو همه رو خبر کردن که برن پیش تنه پیر .... یا صاحب جنگل ...
ات : داشتم میرفتم که یه بچه ببر دیدم ... افتاده بود تو تله .....
رفتم سمتش که مامانش اومد ...
ات : هیس اروم باش من فقط میخوام بهت کمک کنم ...
ببر : خخخخخخ ( مثلا خرش 🗿)
ات اروم رفت و بچه ببر رو باز کرد ...
ببر که تو چشماش دیگه عصبانیتی دیده نمیشد ... سرشو به ات مالید ...
ات : منم دوست دارم ... ولی الان باید برم ... میبینمت ...
و رفت ... ( پیش تنه پیر )
تنه پیر : خب بچه ها الان دور هم جمع شدیم که باهم بفهمیم روح جنگل بعدی کیه ؟
نکته : اونا یه خدای جنگل دارن که برای نجات جنگل جونشو فدا کرده ولی اون الان اونجا نیست و مرده ..
تنه پیر : این درختی که میبینین یک درخت معمولی نیست ... این درخت سالها پیش وقتی انسان ها با جنگل دوست بودن به وجود اومده ... که میشه گفت حدود ۳ هزار سال پیش ...
یه تنه درخت : اما چیشد که دیگه باهم دوست نیستن ...
تنه پیر : خب یه زمانی ... یه مرد برای اینکه جون دختر کوچیکش رو نجات بده ... اومد به اینجا ... و یک برگ از این درخت برد ... این درخت میتونه بیماری های زیادی رو درمان کنه و خیلی هارو به زندگی برگردونه .. وقتی دیدیم مرد چه عاجزانه داره درخواست میکنه ... بهش از این برگ دادیم ... اما سال بعد یه اتفاق وحشتناک افتاد ... اون دوباره اومد ... ولی اینبار برای کل درخت .. اون با یه لشکر اومد که میخواست کل جنگل رو نابود کنه ... اما خب ما اینجا رو نجات دادیم ....
و اما خدای جنگل از تو ممنونیم که در حق ما لطفی کردی و روحی را برای جنگل انتخاب کردی اکنون از تو میخواهیم یک روح جنگل که برای اینکار انتخاب کنی ...
...
پری اب ها : مطمعنم ما میشیم
نور همه جا میچرخید و رفت .... که یهو
ایستاد ... احتمالا حدس زدین کی‌ باشه
و باید بگم درست حدس زدین .... اون ات بود ...
تنه پیر : همه باهم سلام بر امپراطور و روح جدید ...
پری اب : من اعتراض دارم ... اون برای اینکار زیادی ضعیفه من باید انتخاب میشدم
تنه پیر : میدونی دیگه این دست ما نیست ... اونو خدای جنگل برگزیده ...
پری : اه ...
ات که با تعجب رو هوا بود ... بی هوش شد ...
شاید بگی از خوشحالی اما نه اون بی هوش شد تا جادو هارو وارد بدنش کنه ...
جادو ها یکی یکی وارد بدت ات میشد
اب ... باد .... درختان ..... اتش....
اون وقتی که تمام قدرت ها رو گرفت به هوش اومد ... با این تغییر که حکاکی هایی روی صورت بی نقصش به وجود اومده بود و اونو زیبا تر میکرد ...
تنه پیر : خدای جنگل از تو سپاس گذاریم ...
همه اینو گفتن و رفتن سر کارشون ( گشادم تویی )
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ ماوکا .... ملودی جنگل فلش بک پیش جیهوپ : اه بابا لطفا...

پارت ۳ ماوکا .... ملودی جنگل هوپ : خب ات میشه اون برگی که به...

👉🏻👈🏻🎀

فیکم گوگله ...🥹🤏

چند پارتی ....ماوکا ... ( روح طبیعت ) ماوکا : پریی که به عنو...

پارت ۴ماوکا ... ملودی جنگل هوپ : با ات چیکار داری ولش کن بره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط