دختر گوجو...پارت۶
دختر گوجو...پارت۶
صبح ساعت۱۲ *در رخت خواب پدر و دختر در حال فیلم دیدن*
آکاری:فقدر دوست دارم بدونم کدوم انسانی بقر از این بزرگوار برای بچه زیر ۱سال اره رو میزاره
خود این بزرگوار داره سکته میکنه
بعد از من چه انتظاری داره😐
*صدای افتادن یک چیز از آشپزخونه*
گوجو:واییی مادر جاننننن این چیه*****
گوجو:*در حال زنگ زدن به نانامی*
نانامی:بله؟
گوجو:زود خودتو برسون وگرنه منو آکاری همینجا کشته میشیم
نانامی:الان میایم طاقت بیارین*در حال زنگ زدن به تمام افراد جوجوتسو*
آکاری:این بنده خدا چرا روزا سادیسمی میشه؟
گوجو:خب پرنسس بریم غذا بخوریم.
*اومدن تمام افراد جوجوتسو داخل خونه گوجو از جمله=مگومی ، یوجی ، تودو ، نوباراه ، ماکی ، اینوماکی ، شوکو ، مدیریاگا ، میمی ، نانامی ، اوتاهیمه ، مای خلاصه همه اومدن*
همه:گوجو چی__
مگومی:بهتون نگفتم داره اسکلمون میکنه باور نکردین
یاگا:مگومی تودو،بگیرینش
گوجو:چرا منننن؟؟؟
*چنان گریه ای کرد که گوش همه صوت کشید*
گوجو:دست به من بزنین میگم آکاری جیغ بزنه
گوجو:آکاری دختر گلم یه جیغ بزن
آکاری:حالت خوبه پدرم من؟ سرت به جایی خورده(〇_o)
مگومی:که تو نوشابه من مشروب میریزی ارهههه؟
گوجو:وای جک تویی میگم قیافت اشنا میزنه
میمی شوکو:ما پاره شدیم تا به حالت عادی برگشت
*فلش بک دیروز در جوجوتسو«مگومی»*
مگومی:من رو ببرین پیش رزم
مگومی:رزعزیزم ... نگران نباش دوست پسرت هواتو دارهههه
نانامی:اخر سر نفهمیدم رز کیه
مگومی:من رز میخواممممم تازه خواستم ببرمش تو اتاق بچه دار بشیم مزاحم شد__
*مدیر یاگا زد تو سر مگومی*
یاگا:فقط کم مونده تو گوجو رو حامله کنی
نانامی:مگه قبلاً حامله شده بود؟
شوکو:بچه داره
میمی:یا ابلفظلللللللللل
یاگا:نهنه من منظورم یه چیز دیگه بود
(نویسنده:ریدی ، برو تو دستشوی به اعمال بدت فکر کن .)
«هرجا نوشتم نویسنده منظورم آکاریه ۱۳سالش که دارم براتون تعریف میکنم(*´∀`*)»
*پایان فلش بک*
🍭کی فکرشو میکرد یه نفر پدر پسرو شیپ کنه بقیر از من دلقک🤡🍭
🍩جک و رز ، مگومی و گوجو🤓🍩
صبح ساعت۱۲ *در رخت خواب پدر و دختر در حال فیلم دیدن*
آکاری:فقدر دوست دارم بدونم کدوم انسانی بقر از این بزرگوار برای بچه زیر ۱سال اره رو میزاره
خود این بزرگوار داره سکته میکنه
بعد از من چه انتظاری داره😐
*صدای افتادن یک چیز از آشپزخونه*
گوجو:واییی مادر جاننننن این چیه*****
گوجو:*در حال زنگ زدن به نانامی*
نانامی:بله؟
گوجو:زود خودتو برسون وگرنه منو آکاری همینجا کشته میشیم
نانامی:الان میایم طاقت بیارین*در حال زنگ زدن به تمام افراد جوجوتسو*
آکاری:این بنده خدا چرا روزا سادیسمی میشه؟
گوجو:خب پرنسس بریم غذا بخوریم.
*اومدن تمام افراد جوجوتسو داخل خونه گوجو از جمله=مگومی ، یوجی ، تودو ، نوباراه ، ماکی ، اینوماکی ، شوکو ، مدیریاگا ، میمی ، نانامی ، اوتاهیمه ، مای خلاصه همه اومدن*
همه:گوجو چی__
مگومی:بهتون نگفتم داره اسکلمون میکنه باور نکردین
یاگا:مگومی تودو،بگیرینش
گوجو:چرا منننن؟؟؟
*چنان گریه ای کرد که گوش همه صوت کشید*
گوجو:دست به من بزنین میگم آکاری جیغ بزنه
گوجو:آکاری دختر گلم یه جیغ بزن
آکاری:حالت خوبه پدرم من؟ سرت به جایی خورده(〇_o)
مگومی:که تو نوشابه من مشروب میریزی ارهههه؟
گوجو:وای جک تویی میگم قیافت اشنا میزنه
میمی شوکو:ما پاره شدیم تا به حالت عادی برگشت
*فلش بک دیروز در جوجوتسو«مگومی»*
مگومی:من رو ببرین پیش رزم
مگومی:رزعزیزم ... نگران نباش دوست پسرت هواتو دارهههه
نانامی:اخر سر نفهمیدم رز کیه
مگومی:من رز میخواممممم تازه خواستم ببرمش تو اتاق بچه دار بشیم مزاحم شد__
*مدیر یاگا زد تو سر مگومی*
یاگا:فقط کم مونده تو گوجو رو حامله کنی
نانامی:مگه قبلاً حامله شده بود؟
شوکو:بچه داره
میمی:یا ابلفظلللللللللل
یاگا:نهنه من منظورم یه چیز دیگه بود
(نویسنده:ریدی ، برو تو دستشوی به اعمال بدت فکر کن .)
«هرجا نوشتم نویسنده منظورم آکاریه ۱۳سالش که دارم براتون تعریف میکنم(*´∀`*)»
*پایان فلش بک*
🍭کی فکرشو میکرد یه نفر پدر پسرو شیپ کنه بقیر از من دلقک🤡🍭
🍩جک و رز ، مگومی و گوجو🤓🍩
- ۱۳۶
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط