خون آشام منPART

خون آشام من-PART6
حق داشت فکر کنه دارم مسخرش میکنم حق داشت باور نکنه اما اما چیزی که میخاستم این بود این بود که اون مال من شه نمیخاستم هیپنوتیزمش کنم نمیخاستم به زور مال خودم کنمش ولی قلبم اذیت میشد این دختر انگار قلبمو دستکاری کرده بود
جلو تر رفتم و دستشو گرفتم
و روی سینم گذاشتم
اون فوری دستاشو کشید
-چیکار میکنی مرتیکه هیز
xنمیخام اذیتت کنم
........ویوی ات.........
وقتی دستمو روی قلبش گذاشت تپش قلبشو حس کردم اونقدری تند بود که متونستم احساسش کنم
چشماش عجیب بود عجیب بهم زل زده بود همش میخاستم نگاهمو ازش بدزدم اما نگاهم قفل چشاش بود
با خودم میگفتم الان این چه حسیه درونم شکل گرفته و میخاستم هرطور بود ازش فرار کنم اما انگار زندانی چشماش شده بودم
دیدگاه ها (۱)

بله بله چیزی به 900 تایی شدنمون نمونده و همش به لطف مهربونیی...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗙𝗮𝘁𝗲Season: 2Part: 21با تموم زورم خودمو کشیدم بال...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱)

تتو آرتیست من² [part⁶]*ا/ت ویو*+هعیییی... منو بزار زمینننننن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط