چه بگویم از آن گل پرپر

چه بگویم از آن گل پرپر

چه بگویم ز داغ نیلوفر

چه بگویم سیاه شد روزم

اول کودکی شدم مضطر

حرف من خاطرات یک لحظه است

لحظه ای که نبود از آن بدتر

ایستادم به پنجه پایم

تا کنم روبروش سینه سپر

مثل طوفانی از سرم رد شد

دست او بود و صورت مادر

ناگهان دیدمش زمین خورد و

کاری از دست من نیامد بر

بعد از آن قصه بود و خون جگر

دیدن روی قاتل مادر
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

آه زینب تو ندیدی، به خدا من دیدممردک پست که عمری نمک حیدر خو...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم ب...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

#ایام_فاطمیه علیهاالسلام مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره ...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط