هستم زغمش چنان پریشان که مپرس

هستم زغمش چنان پریشان که مپرس

زان سان شده ام بی سروسامان که مپرس
ای مرغ خیال سوی او کن گذری

وانگه زمنش بپرس چندان که مپرس
دیدگاه ها (۲)

#خط_شهید بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : جنگ نرم، به هر گونه ا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :از آنجا که عین همین پر...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

سناریو اوبیکاکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط