داستان کوتاهی به نام:

داستان کوتاهی به نام:
سادگی یا پیچیدگی؟


امتحان پایانی درس فلسفه بود. استاد فقط یک سؤال مطرح کرده بود! سؤال این بود:
ــ شما چگونه می‌توانید مرا متقاعد کنید که صندلی جلوی شما نامرئی است؟

تقریباً یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ‌های خود را در برگه امتحانی‌شان بنویسند،به غیر از یک دانشجوی تنبل که تنها 10 ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد!
چند روز بعد که استاد نمره‌های دانشجویان را اعلام کرد، آن دانشجوی تنبل بالاترین نمره کلاس را گرفته بود!!
او در جواب فقط نوشته بود :
" کدام صندلی؟! "


گابریل گارسیا مارکز
سیزده خط برای زندگی

نتیجه:

مسائل ساده را پیچیده نکنید!
بیشتر وقتا موانعی که سر راه موفقیتمون قرار میگیرن مثل یه هزارتو میمونن فقط کافیه به جای اینکه داخل هزار تو دنبال راه خروج بگردی از بالا بهش نگاه کنی و راه خروج از اونا رو پیدا کنی به همین سادگی...
دیدگاه ها (۱)

داستان کوتاهی به نام:«سادگی یا پیچیدگی؟»امتحان پایانی درس فل...

من خوشحال بودم ، الان...نه!!!#سادگی_یا_پیچیدگی؟امتحان پایانی...

داستان کوتاهی به نام:«سادگی یا پیچیدگی؟»امتحان پایانی درس فل...

#سادگی_یا_پیچیدگی؟امتحان پایانی درس فلسفه بود. استاد فقط یک ...

داستان کوتاهی به نام:«سادگی یا پیچیدگی؟»امتحان پایانی درس فل...

داستان کوتاهی به نام:«سادگی یا پیچیدگی؟»امتحان پایانی درس فل...

امتحان پایانی درس فلسفه بود. استاد فقط یک سؤال مطرح کرده بود...

امتحان پایانی فلسفه بود. استاد فقط یک سوال برای دانشجویان مط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط