اصلا به اینجای اسفند که می رسد،

اصلا به اینجای اسفند که می رسد،
باید بزنی سر شانه خودت،
که این همه فکر و خیال و دوندگی را رها کن!
بیا برویم نفس بکشیم؛

بوی بهار می آید.
هرچند که هیچ کس هم نمی داند به این روزها که می رسیم، چرا کارها بیشتر می شود و استرس سرازیر.
ولی باید بزنی سر شانه خودت،
هرسال که حرص خوردی چه شد و کجای دنیا را گرفتی.
بیا برویم کمی نفس بکشیم!

می دانی!
اصلا همه مزه بهار
به روزهای قبل از آمدنش است.
به بویش، به آفتابش که هنوز رمق ندارد.
خودش لطفی دارد و انتظار آمدنش لطفی دیگر.
تااز خودت شروع نکنی بهار را تجربه نخواهی کرد.
حتی اگر صدها بهار در بیرون از تو بیاید و برود
این جمعه که بگذرد،
می زنم سر شانه ات و می گویم:
همه چیز را کنار بگذار؛ بیا برویم کمی نفس بکشیم؛

بوی بهار می آید...

روزگارتان بهاری


دیدگاه ها (۷)

مورد داشتیم خانمه اسم شوهرش اکبر بوده، یه چن روزی با هم قهر ...

چهار حکایت کوتاه اما تاثیر گذار:حکایت اول:از کاسبی پرسیدند:چ...

میبینم خوشحالین که عید داره میاد؟؟؟؟ 88 روز دیگه ماه رمضونه...

ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺗﮕﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖﺷﻤﺎ ﻣﻌﺒﺪﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺧـﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

p30

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

پارت۳۰

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

سناریو کازوتورا درخواستی

پارت بیست‌وهشتم | چند ساعت تا مقصدغذاها کم‌کم تموم شد و هرکس...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط