اشنایی

اشنایی 🤭
پارت 1

کاگیاما : خب اقای مربی امروز شاگرد جدید داریم؟
مربی : اره کاگیاما
کاگیاما؛: میشه اسمش رو بپرسم؟
مربی: هی..
یکی: اهای مربی یک لحظه میاین
کاگیاما :* اه شت داشت میگفتا
( صدای در)
مربی : بیا تو ( صدای برخورد توپ ها به زمین)

هیناتا : سلام مربی 😁
مربی : به اومدی چه عجب
کاگیاما : این شاگرد جدیده 🤭
نیشینویا : به چه عجب بعد 5 سال پیدات شد هیناتا 🤗
هیناتا : به این زودی 5سال شد نیشینویا؟ راستی اونی که عین وحشیا نگام میکنه کیه 🤣🤣
نیشینویا: خب... اون شاگرد جدیده 1سال بعد از رفتنت به توکیو اون اومد و تست دادو مربی سبتنامش کرد و نمیدونم چرا این جوری نگات میکنه 🤣
هیناتا : احساس میکنم میخواد بیاد منو بخوره 🤣🤣😰
اسایی : به ببین کی اینجاست هیناتا ی دستو پوچولفتی 😁😆
هیناتا : 😑😑
مربی : هیناتا اینی که میبینی اسمش کاگیاما عه کارش تویه سرویس خیلی خوبه
کاگیاما : خوشوقتم
هیناتا : منم خوشا قدم یعنی چیز خوشوقتم 🤭😅
مربی : از دست تو هیناتا.. خب برو تمرینو شروع کن
هیناتا: چشم مربی 😁
کاگیاما:* این چه... بامزن 😶
مربی : کاگیاما به چی فکر میکنی برو سر تمرین
کاگیاما چشم

اینم از پارت اول چون دیروقته پارت بعدو فردا میزارم بای 😘😁
دیدگاه ها (۰)

اسم: به انتخواب خودتون 🤤پارت2کاگیاما: چشم _ همین که هیناتا ا...

اسم: عشق مثلثی پارت 3 میا:* برم در بزنم هیناتا: خب کاگیاما چ...

کدوم عکسو برای رمان بذارم خودم میگم 4

جدایی همیشگی 😢پارت اخر ، 😭😭... من بدون تو دووم نمیارم😭😭_خب ی...

کاش براتون مهم بودم

قلب سنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط