خدا جونم

خدا جونم
دلم چه زود برایت تنگ شد...
 چشمهایم را ازخجالت بسته بودم تا نگاهم به آسمان نیافتد!

  دیگر چشمهایم باریدن را از یاد برده بود ...
 نگاه می کرد اما نمی دید و اگر می دید خاک می دید و خاک می دید و خاک ...

 گاه در سکوت شب بر می خواستم تا شاید...
 شاید... سجاده ام معجزه ای کند.چشمهایم اما در سجود گرم می شد...

تا اینکه خواستم داشتنت را احساس کنم ...
تو مشتااااق تر بودی از من ...
دوباره دستهایم راگرفتی و با لبخندی گفتی:

از نو شروع کن !

وااااای بر من که تو چقدر مهربانی

مواظب ترم باش خدای جانم..
دیدگاه ها (۲)

زندگی "باغی"استکه باعشق "باقی" است"مشغول دل"باشنه"دل مشغول"ب...

اگر شما از صمیم قلب افراد موفق وثروتمند را تحسین می کنید ، ا...

خدایا بخاطر نزول باران سپاسگزارم...الهی باران آرامش را بر ما...

سلام عزیزان با صفا و مهربونصبحتون به زیبایی گلهای یاسامیدوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط