تماشایم ڪن

تماشایم ڪن
و بگذار گشایش پنجره چشمانم
رو به نور حضور تو باشد
لبخند بزن
و بگذار چشم های بی قرارم
صبح‌ را مهمان حضور تو باشد
تو
خوان نگاهت را
بر دلم بگستران
من قول می دهم
وارث صبحی شوم ڪه بارش باران رحمتش
بارش عشق و شور و شادی است
صبح من
همراه تو لبریز از شوق است
و طلوع خورشید نگاهت
عین ازادیست

#امیرعباس_خالق_وردی
دیدگاه ها (۴)

‌هر صبحبه شوق عبورتنم نم باران عشقکوچه باغ دلم رالبریز میکند...

بوسه ی صبحِ تو نقشے به یادماندنے مے زند بر ڪتیبه ے دلم و جوا...

#باران ❣بوسه ی صبحِ تونقشے به یادماندنے مے زندبر ڪتیبه ے دلم...

#elham31دلمتو را می خواهدو خوب می دانم که دیدن نگاه #توووآغا...

عاشقانه های شبنم

دلنوشته مال خودمه نظر بدین صبح میام ببینم صدای درد الود من ه...

فضل الله شیرانی شاعر اصفهانی

شب است…و شبِ یک پاییز،آرام و کرخت،بی صدا، از فراز سرم می‌گذر...

شبی دل بود و دلدار خردمند دل از دیدار دلبر شاد و خرسند که ب...

با درود وسلام امروز مطالبم رو در قالب داستان و حکایت ارائه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط