چهره اش آیینه کیست,آن که با من رو به رو بود

چهره اش آیینه کیست,آن که با من رو به رو بود
درد و نفرین بر سفر,این گناه از دست او بود
ای دلت خورشید خندان,سینه تاریک من سنگ قبر آرزو بود
دیدگاه ها (۲)

مائیم که از باده بی‌جام خوشیم...هر صبح منوریم و هر شام خوشیم...

تو میرفتی و من نگاه میکردم هرگز این همه مرگ...یکجا ندید...

‏قصه اینجاست‏که شب بود و زمین ریخت بهم‏من چنان درد کشیدم‏که ...

می خندمکسی نمیداندپشت این دروغ بزرگدردتا کجا رسوب کرده است!

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆نور ماه روی بدن اون تو میرقصید شب شد و هر کسی به خانه...

پارت چهاردهم(پارت مورد علاقه خودم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط