می دانی

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!
دیدگاه ها (۲)

*

????

آخرشب بود مست و خراب از کوچه ای میگذشتم ناگهان دور ورم پرشدا...

meryem (khoram)♡♡

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگ‌کوک با نگ...

Part ⁵⁶∆ بسه بسهههه... مامور اوردن! جناب جانگ شما به خاطر هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط