غروب که میشه
غروب که میشه
آسمون که دو رنگ میشه
صدای اذان که میپیچه تو گوشت
این چراغ کوچولوهای شهر که شروع میکنن به چشمک زدن ..
این لرزکردن های یهویی ..
انگار یهو همه جا سرد میشه که یه اشک کوچولو تو چشات حلقه میزنه..
هوس های یهویی
که دلت میخواد یکی بغلت کنه ..
همه و همه اینا ، مثه خوره تموم روحت و میخوره ..
این که یهو خیره میشی به آسمون
یهو نگات میوفته به چراغ کوچولوها
فکر این که کجای این شهر داره نفس میکشه قدم میزنه ..
یا شاید خسته و تنها سوار ماشینش داره کوچه پس کوچه هارو چرخ میزنه..
همت.. چمران..گیشا ..حکیم ..
کجا ؟!
کجای شهر؟!
کجای این شهر شلوغ...
کجای این شهر شلوغ داری نفس میکشی
که صدای هرم نفس هات اینجوری لرزه انداخته به تنم ..
که انگار کنارمی ...
که انگار دوسم داری!
آسمون که دو رنگ میشه
صدای اذان که میپیچه تو گوشت
این چراغ کوچولوهای شهر که شروع میکنن به چشمک زدن ..
این لرزکردن های یهویی ..
انگار یهو همه جا سرد میشه که یه اشک کوچولو تو چشات حلقه میزنه..
هوس های یهویی
که دلت میخواد یکی بغلت کنه ..
همه و همه اینا ، مثه خوره تموم روحت و میخوره ..
این که یهو خیره میشی به آسمون
یهو نگات میوفته به چراغ کوچولوها
فکر این که کجای این شهر داره نفس میکشه قدم میزنه ..
یا شاید خسته و تنها سوار ماشینش داره کوچه پس کوچه هارو چرخ میزنه..
همت.. چمران..گیشا ..حکیم ..
کجا ؟!
کجای شهر؟!
کجای این شهر شلوغ...
کجای این شهر شلوغ داری نفس میکشی
که صدای هرم نفس هات اینجوری لرزه انداخته به تنم ..
که انگار کنارمی ...
که انگار دوسم داری!
- ۱.۶k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط