عاقا دیروز تو ایستگاه مترو ی پسر7/8ساله دیدم که ی ایفون5گ

عاقا دیروز تو ایستگاه مترو ی پسر7/8ساله دیدم که ی ایفون5گلد هم دستش بود...رفتم نشستم پیشش گفتم سلام عمووو.خوبی؟داری بازی میکنی؟میشه ب منم نشون بدی؟!بعد ی نگاه ب عمق چشام کرد و ی سری تکون داد و گفت دارم این شماره حسابارو هک میکنم.....
.
.
.
.
.
.
.
کسی میدونه مرگ موش کیلو چنده؟!|:
دیدگاه ها (۲)

My lovely neighbor part : ۶۸

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۶جلوتر رفت و کشو رو...

عاقا دیروز تو ایستگاه مترو ی پسر7/8ساله دیدم که ی ایفون5گلد ...

وقتی از پرورشگاه آورده بودتپارت ۲با حرفش ماتم بورد مگه اون ق...

رمان《همسایه دوست داشتنی من》.

قیافششو تو خودش جمع کرد ک نشون میداد ک چقد درد دارهواقعا دلم...

#گروه کیپاپ#پارت 4جی اون:زنگ خورد کتابامو جمع کردم و گذاشتم ...

p22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط