می شود پیدا

می شود پیدا
نمایان ، آشکارا
لکه ی ابری
که باران را بشارت می دهد
راهی آغازیست
اشکی از دل بغض
بُغضی از دل شعر
متولد می شود
شعرکی خیس شده
تا که این دفتر خیس
پرشود باز
از تب تند کلام
تا به مسلخ ببرم
بُغضی ، دردی، حرفی را
اینچنین باز
شعری آغاز شود
#شهزاد
دیدگاه ها (۴)

حماسی

می شود پیدانمایان ، آشکارالکه ی ابریکه باران را بشارت می دهد...

همچنان خیس زشوق بارانبهترین لحظه اوجبهترین لحظه این پاییزیتی...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

//سلطنت راز آلود//پارت 68دل در دردی که درمانش نمی آید شبی تا...

یک هفته گذشت.دهکده، با همه‌ی خاطرات شیرین و تلخش، پشت سر گذا...

سامان علی یاری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط