یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیم

یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیم
دفترخط خورده ی مشق الفبا داشتیم
سفره ای هرچند ساده، دلخوشیهاداشتیم
زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر
پول توجیبی که نه،
انگار دنیا داشتیم

❅•| @kafe_0_tanhaii |•❅
دیدگاه ها (۲)

دل باصلوات محرم رازشودسیمرغ شود بلند پرواز شودفرمود پیامبرکه...

ای که نام تو کلید همه درها عباسای که یاد تو دوا هست و مداوا ...

خدایا..چقدرلحظہ های با توبودن زیباست استالهیمشگل گشای تمام گ...

برخیزازجاےخوداےگل پرپرماےاذان گوےمناےعلےاکبرمبعدتودنیاجهنّم ...

🔻پاسخ احساسی سردار سید مجید موسوی به هدیه ‌کودک خرم‌آبادی 🔹پ...

حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..کم‌کم داشت زبان باز می‌کرد ...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط