نمیشه جلوشُ گرفت، پیش میاد.

نمیشه جلوشُ گرفت، پیش میاد.
خواه ناخواه آدمی رو توی زندگیت می‌بینی که فکر می‌کنی همونیه که باید باشه؛ همونی که ماه‌ها یا سالها منتظرش بودی. همونی که قرار بوده بیاد و بمونه. می‌بینیش و میشه عشق اولت؛ و خواه ناخواه این اتفاق قبل از پیدا شدن آدمِ موندگارت میفته. عشق اولی که منتظرش بودی تا عشق اول و آخرت شه، عشق اولت میشه، اما از آخری شدن و موندگاریش خبری نیست.
کی میدونه چند نفر باید بیان و برن تا بالاخره همون آخری از راه برسه؟ فقط یواش یواش یاد می‌گیریم که نباید به نفر اول دل خوش کرد و از همون روز اول باید دنبال همون نفر آخر گشت.
دیدگاه ها (۲)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

007-پنهان در مه - پارت ۹۷

برادر ناتنی

پارت ۲(یونا عقب عقب میره که یهو میخوره به یه نفر که با ترس ب...

#in_your_eyespart_11۴ | پایانویو کایلاوقتی رسیدیم خونه، هر س...

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

#چندپارتیلینو/ا.تP:3«من می‌دونم چه احساسی داری. می‌دونم چقدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط