پدر و پسر داشتن صحبت میکردن . . .

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن . . .
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو ؟
پسر میگه : من !
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو ؟؟ !
پسر میگه : بازم من شیرم !
پدر عصبی میشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو !؟
پسر میگه : بابا تو شیری !
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا . . .
🍷 به سلامتی هرچی پدره...
دیدگاه ها (۵)

برادران یوسف وقتی می خواستن یوسف رو توی چاه بندازن، یوسف لـب...

...پیشاپیش روز تئاتر مبارک !(نه عشق میبینم تو ولنتاین نه احس...

...هی دختر...بیا میخواهم رازی را به تو بگویم:پسرها عروسک ندا...

خوبم ها..!!نگران نشوی جانم....فقط از وقتی رفته ای؛هرکسی به ق...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

دامبلدور:(( خب ما نمیتونیم کاری کنیم حق با ا.ت بوده.))زن موه...

پارت دولونا: نه به خدا یونگی: هوففف فامیل چی فامیلی اینجا دا...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

خنده ی ممنوعه.

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

یکم اصما.ت حرکی گذارش بده دیگه فیک نمینویسم#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂...

سناریو بی تی اس درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط