ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز

ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز
مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم
خدا یادش رفته است مرا بکشــــد
یا تــــــو قرار است برگردی
دیدگاه ها (۱)

ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوزمگـه...

من سالهای سال مُردمتا این که یک دم زندگی کردمتو می توانی یک ...

تنهایی ما غمگین استدرد دوری به دلم سنگین استیاد ایام گذشته ب...

آدمی که تنهاست از بی عرضگیش نیستخسته شده از بس برای دیگران ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط