غزلی زیبا تقدیم به دوستانی که به تازگی به جمع ما پیوسته ا

غزلی زیبا تقدیم به دوستانی که به تازگی به جمع ما پیوسته اند....

روی دنیا ببند پنجره را، تا کمی در هوای من باشی
چون قرارست بعد ازاین تنها، بانوی شعرهای من باشی

چند بیتی به یاد تو غمگین...چند بیتی کنار تو لبخند...
عصرها عشق می زند به سرم، تلخ و شیرین چای من باشی

من بخوانم تو سر تکان بدهی، تو بخوانی دلم تکان بخورد
آخرِ شعر ازخودم بروم، تو بمانی صدای من باشی

من پُرم از گناه و آدم و سیب، از تو و عاشقانه های نجیب
نیتت را درست کن این بار، جای شیطان خدای من باشی

با چه نامی تو را صدا بزنم!؟ آی خاتون با شکوه غزل!
"عشق" هر چند اسم کوچک توست، دوست دارم " شما "ی من باشی

کاش یک شب به جای زانوی غم، شانه های تو بود در بغلم
در تب خواب ها و حسرت ها، کاش یک لحظه جای من باشی

شاید این بغض آخرم باشد، چشم های مرا ندیده بگیر
فکر دیوانه ای برای خودت، فکر چتری برای من باشی

بیت آخر همیشه بارانی ست... هر دو باید به خانه برگردیم
این غزل را مرور کن هر شب، تا کمی در هوای من باشی...

اصغر_معاذی
دیدگاه ها (۱)

روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم...

حاصل ضرب توان در ادعامقدار ثابتـــے استهرچه توان انسان کمتر ...

نمی دانم من ثابتم در زمان یا زمان در من.درست مثل آن لحظه ی ت...

سال_جدید نگرشتان را نسبت به زندگی عوض کنیداین یعنے اینکه خود...

𝒘𝒓𝒐𝒏𝒈 𝒌𝒊𝒔𝒔/بوسـہ اشتباـہPART.5یونگی نگاهش را مستقیم به او دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط