از زبان یجی
☞𝒑𝒂𝒓𝒕①☜
༺ཌ༈༈ད༻
از زبان یجی::
اوف امروز مدرسه به معنای واقعی سرمون رو گذاشت تهمون🤌🏻
اخیش رسیدم خونه، تا رسیدم خونه رفتم تو اتاقم وخوابیدم تو خواب ناز بودم که مامانم با دمپایی وارد شد🗣
مامانی:: هوی دختره ی تنبل، مگه باتو نیستم
یجی:: جانم مامان
مامان:: مامان و کوفت برو کیسوکه رو از خونه سانو ها بیار اینجا دیروقته
یجی:: جانم؟؟؟ خونه سانو ها کدوم قبرستونیه
خلاصش کنم مامان یجی ادرس خونه سانو ها رو به یجی داد و بعد رفت🤌🏻
از زبان یجی::
اوف هنوز با لباس فرم مدرسم پاشم حاضر شم تا مامانم نیومده برینه دهنم «بهبه»
لباسام رو در آوردم یه تیشرت لش مشکی با یک شلوار بک ابی تیره پوشیدم و موهامو باز گذاشتم که البته با بستش فرقی نمیکرد بعد راه افتادم
تو راه بودم که گوشیم خلموش شد 😑
یجی:: وات د فاک خدایااا من چه گناهی کردم عررررررر
نزدیک یک پارکی بودم رفتم نشستم رو نیمکتش که یهو
؟؟؟=سلام خوشگله برسونمت((اصلا حال کنید چی نوشتم))
یجی:: واقعا
؟؟؟=اره خانومی
یجی:: میدونی خونه سانوها کجاست؟
؟؟؟=باید خودمو معرفی میکردم من شینیچیرو سانو ام
یجی:: وای ببخشید اقای سانو شما باید داداش مانجیرو باشید.
شین:: اره راستی چرا میخواستی بیای خونمون((اینو پکر گفت))
یجی:: من یجی باجیم((اصن اسمو فامیلی عالیه)) خواهر بزرگه ی کیسوکه
شین اندر ذهن««خاک تو سرم شد که»»
یجی:: اومده بودم کیسوکه رو ببرم خونه
شین::.....
پایان پارت①
꧁꧂
شرایط پارت بعد👇🏻
20لایک
۱٠کامنت
༺ཌ༈༈ད༻
از زبان یجی::
اوف امروز مدرسه به معنای واقعی سرمون رو گذاشت تهمون🤌🏻
اخیش رسیدم خونه، تا رسیدم خونه رفتم تو اتاقم وخوابیدم تو خواب ناز بودم که مامانم با دمپایی وارد شد🗣
مامانی:: هوی دختره ی تنبل، مگه باتو نیستم
یجی:: جانم مامان
مامان:: مامان و کوفت برو کیسوکه رو از خونه سانو ها بیار اینجا دیروقته
یجی:: جانم؟؟؟ خونه سانو ها کدوم قبرستونیه
خلاصش کنم مامان یجی ادرس خونه سانو ها رو به یجی داد و بعد رفت🤌🏻
از زبان یجی::
اوف هنوز با لباس فرم مدرسم پاشم حاضر شم تا مامانم نیومده برینه دهنم «بهبه»
لباسام رو در آوردم یه تیشرت لش مشکی با یک شلوار بک ابی تیره پوشیدم و موهامو باز گذاشتم که البته با بستش فرقی نمیکرد بعد راه افتادم
تو راه بودم که گوشیم خلموش شد 😑
یجی:: وات د فاک خدایااا من چه گناهی کردم عررررررر
نزدیک یک پارکی بودم رفتم نشستم رو نیمکتش که یهو
؟؟؟=سلام خوشگله برسونمت((اصلا حال کنید چی نوشتم))
یجی:: واقعا
؟؟؟=اره خانومی
یجی:: میدونی خونه سانوها کجاست؟
؟؟؟=باید خودمو معرفی میکردم من شینیچیرو سانو ام
یجی:: وای ببخشید اقای سانو شما باید داداش مانجیرو باشید.
شین:: اره راستی چرا میخواستی بیای خونمون((اینو پکر گفت))
یجی:: من یجی باجیم((اصن اسمو فامیلی عالیه)) خواهر بزرگه ی کیسوکه
شین اندر ذهن««خاک تو سرم شد که»»
یجی:: اومده بودم کیسوکه رو ببرم خونه
شین::.....
پایان پارت①
꧁꧂
شرایط پارت بعد👇🏻
20لایک
۱٠کامنت
- ۶۴۶
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط