پارت ۳۶

پارت ۳۶
تهیونگ نزدیک جی را میرفت و جی را به عقب میرفت تا اینکه تهیونگ گفت
تهیونگ:از فردا سونیا میاد اینجا خوب گوش کن حق نداری هیچ چیزی بگی و فقط و فقط کارای خونه رو میکنی فهمیدی(داد)
جی را:ا..اره
تهیونگ:خوبه
و از فرداش تهیونگ سونیا رو اورد توی خونه
هروقت تهیونگ سرکار بود سونیا جی را روی اذیت میکرد و همیشه جی را بود که مقصر میشد و از تهیونگ کتک میخورد
۴ ماه گذشته بود و شکم جی را بزرگ شده بود ولی همش جی را بدبختی و دردسر داشت توی اون خونه
یروز وقتی جی را روی پله ایستاد سونیا رفت و پایین پله نشست و شروع به داد و بیداد کرد که تهیونگ اومد
تهیونگ:چیشده
سونیا:عشقم اون دختره منو از اینجا انداخت ایییی پاممم(گریه الکی)
تهیونگ:نگران نباش الانم خودن به حسابش میرسم
جی را:من کاری نکردم
تهیونگ:خفه شو برو تو اتاق
و تهیونگ سونیا رو گذاشت روی مبل و رفت توی اتاق پیش جی را
جی را:تهیونگ من کاری نکردم بخدا راست میگم
تهیونگ:خفه شو
جی را:تهیونگ (با چشای اشکی تهیونگو نگاه میکرد)
تهیونگ:خودتو به موش مردگی نزن فهمیدی حق نداری دیگه هیچ وقت از این اتاق بیرون بیای فهمیدی
جی را:.....
تهیونگ:فهمیدیییی
جی را:ا..اره
و تهیونگ از اتاق رفت بیرون و در رو روی جی را قفل کرد
که گوشی جی را زنگ خورد با دیدن اسم جونگکوک لبخندی زد و جواب داد
جی را:اوپا
جونگکوک:خوبی کوچولو چطوره
جی را:خوبه اوپا
جونگکوک:چیشده چرا صدات میلرزه
جی را:میشه منو ببری اینا اذیتم میکنن خواهش میکنم کمکم کن(گریه)
جونگکوک:همین الان میام نترس
تهیونگ رفته بود بیرون از خونه برای کاری و این کاره جونگکوک و راحت میکرد
و جونگکوک بعد از پایان تماس خیلی زود راه افتاد و بعد از ۵ مین رسید و سریع در زد همین که سونیا در رو باز کرد سونیا رو کنار زد و رفت بالا و در اتاق و شکوند و جی را رو آورد بیرون و دستش و گرفت و باهم از پله ها پایین رفتند
که با تهیونگ مواجه شدن
.................
دیدگاه ها (۰)

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

ادامه پارت ۷۴

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟣𝟣- تهیونگ؟جونگکوک با فریاد گفت و به ب...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

عشق مافیا:)))پارت چهاردهم :جیمین: سلام یونجون یونجون: سلام (...

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط