هربار که دستش میرفت توموهام

هربار که دستش میرفت توموهام
یه لایه دردهمراه دستش بیرون میرفت
دیدگاه ها (۱)

یکی میگفتهیچ وقت روحت هم خبر نداره که چه موقعه اخرین بغل، نگ...

سلام یه شکصی داشت میرفت یه روستایی یه منطکه ای

با هر ضرب از آهنگ Fourth of July انگار.. یه لایه از درونم فر...

یه لایه‌ی دیگه غم روم بشینه، سقوط می‌کنم..🚯🚬

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط