در زندگی!

در زندگی!
یک روزهایی میشود
که دوست داری بزنی به بیابان،
بیابان پیدا نمی کنی، می زنی به خیابان.
با دنیا که هیچ،
با خودت هم قهر می کنی.
منتظری؛
منتظر ِ " اوی ِ" زندِگی ات!
منتظری ببینی حواسش
اصلا به قهر کردنت هست!؟

روزهایی می شود در زندِگی ات
دوست داری بهانه گیــــــر شوی؛
تو لوس شوی و " اوی ِ" زندگی ات بگوید:
اجازه هست؟
اجازه هست روی ِماه ِشما را ببوسم؟
اجازه هست من به دور شما بگردم؟
اجازه هست دردهایت را مرهمی باشم؟

روزی هم می شود
طـــرز نگاهـــــت،
لحنِ حرفهایــــت،
نـوع رفتــــــــارت، 
ســـــــــرد می شــــــود؛
نه اینکه واقعا اینطور باشد،
نه!
همه ی همه اش بهانه ســـت...
می خواهی چــــــــیز هایی بفهمی...
بفــــهمی اوی ِزندگی ات حواسش به این همه سردی هست !؟؟
و امان از آن زمانی که نفهمند...!
نفهمند...
نفهمند... 
به یکباره
به هم می ریــــزی؛
از هم می پـــاشی؛
ســـــرد می شوی.
بیــــــــــا جانـم!
بیا...
حواسمان، چشمانمان، دلمان،
اصلا خودِ خودِ خودمان
به " گُل " زندگیمان باشد ...

ک خیلی زود دیر دیر دیر میشود،،
دیدگاه ها (۱)

پارت چهار قرمزی 🍨😅و... هانما یهو وحشیانه ات رو بوس کرد ات تق...

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

ادامه پارت ۱۹صبح روز بعد.ات وارد شرکت شد.اما چیزی عجیب بود.ج...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

سناریو جونگکوک

dark life = 39

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط