35 | P a g e
35 | P a g e
نفهمید که چه اتفاقی افتاد؛ اما باالخره بعد از دوسال دستش رو بهطرف چنگ
برد و آروم مشغول نواختن شد .
بدون اینکه کنترلی روی حرکاتش داشته باشه، انگشتهای ظریفش رو بین
سیمهای چنگ حرکت میداد و موسیقی دلنوازی رو که عاشقش بود،
مینواخت .
مرد آلفا محو تماشای حرکات زیبا و تحسینبرانگیز دستهای ظریفش شده
بود و نیمرخ رنگپریدهاش که زیر نور ماه میدرخشید، زیباترین تصویری شد
که تا بهحال از امگا دیده بود!
جونگکوک نواخت و نواخت و نواخت، تا زمانی که دستهاش خسته شد و از
شدت ضعف و لرز، دیگه توان ادامه دادن نداشت. اشک از چشمهاش جاری
شد، بابت عشقی که توی قلبش خاک کرد...
آلفای مورد عالقهاش عاشق این موسیقی بود. میدونست که هرشب، موقع
تمرین این موسیقی زیر پنجرهی اتاقش میشینه، به صدای دلنواز چنگ گوش
میده و چه زود گذشت و نتونست بهش اعتراف بکنه!
نفهمید که چه اتفاقی افتاد؛ اما باالخره بعد از دوسال دستش رو بهطرف چنگ
برد و آروم مشغول نواختن شد .
بدون اینکه کنترلی روی حرکاتش داشته باشه، انگشتهای ظریفش رو بین
سیمهای چنگ حرکت میداد و موسیقی دلنوازی رو که عاشقش بود،
مینواخت .
مرد آلفا محو تماشای حرکات زیبا و تحسینبرانگیز دستهای ظریفش شده
بود و نیمرخ رنگپریدهاش که زیر نور ماه میدرخشید، زیباترین تصویری شد
که تا بهحال از امگا دیده بود!
جونگکوک نواخت و نواخت و نواخت، تا زمانی که دستهاش خسته شد و از
شدت ضعف و لرز، دیگه توان ادامه دادن نداشت. اشک از چشمهاش جاری
شد، بابت عشقی که توی قلبش خاک کرد...
آلفای مورد عالقهاش عاشق این موسیقی بود. میدونست که هرشب، موقع
تمرین این موسیقی زیر پنجرهی اتاقش میشینه، به صدای دلنواز چنگ گوش
میده و چه زود گذشت و نتونست بهش اعتراف بکنه!
- ۳۴۷
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط