با تو از خویش نخواندم – که مجابت نکنم

با تو از خویش نخواندم – که مجابت نکنم

خواستم تشنه ی این کهنه شرابت نکنم



گوش کن از من و بر همچو منی گوش مکن

تا که ناخواسته مشتاق عذابت نکنم



دستی از دور به هُرم غزلم داشته باش

که در این کوره ی احساس مذابت نکنم



گاه باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست

سیل بی گاهم و ناگاه خرابت نکنم



فصلها حوصله سوزند – بپرهیز - که تا

فصل پر گریه ی این بسته کتابت نکنم



هر کسی خاطره ای داشت – گرفت از من و رفت

تو بیندیش – که تا بیهده قابت نکنم
دیدگاه ها (۱)

انسان ، آهسته آهسته عقب نشینی می کند.هیچکس یکباره معتاد نمی ...

خيانت کرده ای آریولی گویم نفهمیدیبدی از کار من بودهکه تو این...

همه دستهای دنیا همبه سمتم دراز شود ...معنای دلتنگی من را عوض...

هم می زنم این قهوه یِ تلخِ قجری راتا فکرِ تــو شاید برساند ش...

با تو از خویش نخواندم – که مجابت نکنمخواستم تشنه ی این کهنه ...

با تو از خویش نخواندم، که مجابت نکنمخواستم تشنه‌ی این کهنه ش...

وایییی🤣🤣معلومه که چان پیرتره، پیرمرد👍🏻🤣𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لا...

♦️‌تویی که فکر می‌کنی ایران هیچ پیشرفتی نکرده، ایرانِ ما دوم...

دلیل افت بیشتر دانش اموزااستفادع از مربیان بی کیفیت هست

♦️‌پایان اعتراضات ضد نتانیاهو با نماز در میدان تایمز نیویورک...

روحت شاد سید مقاومت ♦️‌تصاویری از محل شهادت شهید مقاومت سید ...

♦️‌محاصره هوایی ایران بی‌جواب میمونه؟🔹‌تحریم ایرلاین های ایر...

🔻سخنگوی نیروهای مسلح یمن: با ضربات موشکی و پهپادی به تجاوزات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط