#میدونی بورام بیماری قـ.....

#میدونی بورام بیماری قـ.....
ویو بورام
بیدار شدم صدای دادو بیداده زیادی میومد و دکتر بالا سرم بود
دکتر: خانم جئون سرمتون تموم شده و میتونید برید
فقط باید این جا رو امضا کنی
برگه رو ازش گرفتم و امضا کردم
عمو و بابام داشتن دعوا میکردن بی توجه بهشون داشتم رد می شدم که فهمیدم عمو میخواد قضیه ی بیماری منو بگه
سری دسته عمو رو گرفتم
+عمو مگه قول ندادی
#بورام بورام بورام این همه سال نگفتی الانم نمیخوای بگی دختر
ویو شوگا
#بورام بورام بورام این همه سال نگفتی الانم نمیخوای بگی دختر
تو خیلی احمقی
کوک که تازه حضوره بورامو حس کرده بود پرید بغله دخترش و انقدر اون رو به خودش فشرد که بورام کم کم داش خفه میشد
اون احمق باید میفهمید چه بلایی سره اون دختر اورده بورام که برای اولین بار اغوش گرم پدرش رو حس کرده بود از کوک دل کند
امد حرف بزنه که........
دیدگاه ها (۱)

اومد حرف بزنه که......... ویو بورام اومدم حرف بزنم که عمو دس...

گوشه اتاقم نشسته بودم و داشتم گریه میکردم ی هفته ای مشد که ب...

#برسی اینجا تو همون اتاق دارت میزنم کوک رفتم تو اتاق که دیدم...

ویو شوگا رفتم بیرون و زنگ زدم کوک_بله هیونگ#کوک خیلییییییی ب...

part 12عشق پنهان 《ویو جونگ کوک》 از اتاقم اومدم بیرون از پله ...

تک پارتی کوک✨✨ (وقتی مریض بودی و حواست به بچه نبود و اون میر...

«من عاشق یه مافیا شدم....» part-2ویو وانی*سریع خم شدم و متوج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط