آشوب ِجهان و جنگِ دنیا

آشوب ِجهان و جنگِ دنیا
بـه کنــار
بحرانِ ندیدنِ تــو را من چـه کنـــم؟
دیدگاه ها (۱)

شب با خیال اوست که خوابم نمی‌بردغلتی بزن زمانه! به پهلوی دیگ...

لب های سرخ و طرّه ی افشان که جای خوددنیا غزل نداشت اگر دختری...

عجیب ثروتمندندعاشقانی که معشوقِ معشوقشان هستند...

آن طبیبی که مرا دید در گوشم گفتدرد تو دوری یار است به آن عاد...

آشوبِ جهان و جنگِ دنیا به کناربحرانِ ندیدنِ تو را من چه کنم؟...

در میانِ جنگ وُ آتش یا که آشوبِ جهان، امنیت تنها در آغوشِ تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط