مور هرگز به سر خان سلیمان نردو*

مور هرگز به سر خان سلیمان نردو*
تاکه در خانه ی خود برگ و نوایی دارد*
دیدگاه ها (۱)

سیه چشمی بکار خویش استاد*مرا درس محبت یاد میداد*ما از یاد می...

هردر که زنم صاحب آن خانه تویی تو*هرجا که روم پرتو کاشانه توی...

گویند جواز کربلا دست رضاست*شاهی که تجلی گه الطاف خداست*جایی ...

مگذار مرا در این هیاهو آقا*تنها و غریب سر به زانو آقا*ای کاش...

طوفانی که خاموش شد

دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداختچشم زخم عجبی از تو مرا دو...

📙#داستان_شب  #قدرت_عشق❤️گویند که ...در زمان کریمخان زند مرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط