روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف

روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف

گویی از روز قیامت، شب یلدا برخاست

سعدی
دیدگاه ها (۱)

خوشش باد آن نسیم صبحگاهیکه درد شب نشینان را دوا کردنقاب گل ک...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

تلاوت آیاتی از سوره مبارکه قیامت

گفت دانایى که گرگى خیره سرهست پنهان در نهاد هر بشر... لاجرم ...

🍂صداے پاے زندڪَی‌ستدر خلوت ڪوچه‌هاے صبح                     ...

باید برخاست...هر سال، پنج روز آخر ماه صفر، خانه‌ی ما شکل حسی...

🕗 #وقت_سلام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط