روزی روزگاری

روزی روزگاری
دروغ به حقیقت گفت:

«میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم؟»
حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد.
آن دو باهم به کنار ساحل رفتند،وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در آورد.
دروغ حیله گر لباس های اورا پوشید و رفت.
از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است،
اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود
دیدگاه ها (۳)

آرامش یعنی میان صدها مشکلخیالت نباشد ...لبخند بزنیچون می‌دان...

حرف حساب حتما بخونید👌🌸سه چیز، زن را ملکه می کند... ۱- وقتی ل...

به وقت دلتنگی😢

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

007-پنهان در مه - پارت ۶۶

33pلارا با آرامشی که از خودش هم عجیب بود، بالا رفت و یک لباس...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

روزی روزگاری دروغ به حقیقت گفت:«میل داری باهم به دریا برویم ...

روزی روزگاریدروغ به حقیقت گفت:«میل داری با هم به دریا برویم ...

روزی روزگاری دروغ به حقیقت گفت:«میل داری باهم به دریا برویم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط