ترانه ای در مه

ترانه ای در مه
پارت دوم
پسرک به صدا امد :حس خوبیه نه؟اینکه تمام مدت توی این اتاق بودی و از سرما به خودت میپیچیدی؟ حسش چطوره؟
حسی که من تمام سال های عمرم کشیدم رو تو فقط ۲۴ ساعت کشیدی دیدی چقدر زجر اوره؟؟دیدی چه بلایی سر من اورده؟؟
دخترک با تمام کنجکاویش داشت به پسرک گوش میداد باید میترسید از صدای بم پسرک اما نه تنها نترسید بلکه ارامش هم گرفت شاید ان صدای بم یه مهربانی ته وجودش هست که چال شده و بروز نخواهد کرد
دخترک: در..باره...چی..و..کی...حرف ....می...زنی؟چرا ....هم...چین....بلا...یی...سرم....او..ردی؟؟
پسرک از صدای لرزان دخترک نیشخندی و زد : هع ....یعنی نمیدونی دارم درباره کی یا چی حرف میزنم؟؟ وقتی داشتی خوش میگذروندی چرا به اینجا فکر نکردی چرا فکر نکردی شاید یکی نیاز به کمک داشته باشه چرا؟؟
میدونی چرا؟
دخترک : چ...چرا؟
پسرک : چون حواست پرت عشق و حال دوست پسر بازیات بود و اصلا منو نشناختی نخواستی بشناسی
#عاشقانه #رمان #ترانه_ای_در_مه
دیدگاه ها (۰)

ترانه ای در مه پارت اولدانای کل صدای جیرجیر تخت فلزی حالشو ب...

سلام شب همگی بخیر امیدوارم شب خوبی رو پشت سر گذرونده باشید 🤍...

#استاکر_من#پارت_2همونجور که به پیام نگاه میکرد پیام دیگه ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط