عجیبست
عجیبست
حال چشمانت
اینجا هستی و
خیالت جای دگر
من در چشمانت آرمیده ام
و او در دلت پنهان
بگو از
انجماد کدامین فصل رویایت
غافل شدم
که خیابان دلت را
به روی قدمهای هرزه گشودی...
حال چشمانت
اینجا هستی و
خیالت جای دگر
من در چشمانت آرمیده ام
و او در دلت پنهان
بگو از
انجماد کدامین فصل رویایت
غافل شدم
که خیابان دلت را
به روی قدمهای هرزه گشودی...
- ۲۵۴
- ۱۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط