آن روزها رفتند

آن روزها رفتند
و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت
و دختری که گونه هایش را
با برگهای شمعدانی رنگ میزد، آه
اکنون زنی تنهاست..!
دیدگاه ها (۱)

...

....

ﻏﺮﻭﺏ ﻫﺎﯼ ﭘﻨﺞ ﺷﻨﺒﻪﭼﯿﺰﯼﺷﺒﯿﻪﮔﯿﺲ ﻫﺎﯼﻧﺎﺑﺎﻓﺘﻪ ﯼِ ﺗﻮﺳﺖ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭِ ﻣﻦ ...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

‌‌آن روزها رفتندآن روزهای خوبآن روزهای سالمِ سرشارآن آسمان‌ه...

p30

نام=)سایه مافیا### پارت هفتم: بازگشتِ سایهروزها در سکوتِ سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط