چشمانت را باز کن

چشمانت را باز کن

به رویای تقدیر لبخند بزن

شاید نقش نگاهت

روی شبنم صبحگاهی

نوید آغاز بدهد

لحظه ها را مدیون عشق کن

بگذار شوق ماندن

سفره نگاهت را آبی کند ...
دیدگاه ها (۱)

محـبوب منتمام چیـزی که ذهنم را مشغـول کردهاین اسـت کهحال تو ...

صبح زد از خنده‌رويےغوطہ در خونِ شفقتا چه گل‌ها بشڪفداز چهره‌...

درانتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست 💞اگر قبول تو افتد، فدا...

🔆 تا آفتاب می‌رود و صبح می‌دمد 🔆🔆 عاید به خیر باد صباح و مسا...

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما....Part 18یک دوره‌ای...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط